تبليغاتX
دانشجوی ضد اصلاحات غربی
دانشجوی ضد اصلاحات غربی
وب شخصی یک دانشجوی 22 خردادی
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

چند وقت پیش یکی از مزدوران دانشجو نما رو که به رهبر بد و بیرا میگفت چنان زدم که برق از سه فازش پرید و این منافق فوری به کمیته انضباطی مراجعه کرد و از بنده شکایت کرد!!! البته با کمی تغییر در نقش متهم و شاکی بنده توبیخ کتبی شدم...

ولی به خودم میبالم که در راه رهبرم مثل موش آزمایشگاهی تو کمیته انضباطی فدا شدم.

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

حجت‌الاسلام محمد خرسند در گفتگو فارس با اشاره به نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری و خیانت‌های بنی‌صدر علیه انقلاب اظهار داشت: در اوایل انقلاب با توجه به اینكه هنوز جریان‌های نفاق و انتقادی كاملا مشخص نشده بودند، در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری چهره‌های مختلفی شركت كردند و در جریانات سیاسی آن زمان حضور داشتند.
وی با بیان اینكه در نهایت بنی‌صدر پست ریاست جمهوری را به دست گرفت، افزود: بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور رای آورد اما او از همان ابتدا همراه امام خمینی(ره) نبود و با دستگاه‌های جاسوسی آمریكا و غرب ارتباط داشت.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی ادامه داد: در فرصتی كه امام در پاریس بود، بنی‌صدر خود را به اطرافیان امام خمینی(ره) نزدیك كرد و از همان ابتدای انقلاب می‌خواست روحانیت را كنار بزند و آنها را به عنوان چماقداران وابسته معرفی می‌كرد.
حجت‌الاسلام خرسند با بیان اینكه امام شخصیت بنی‌صدر را می‌شناختند، عنوان داشت: امام بنی‌صدر را می‌شناختند اما نمی‌خواستند كه نظر خود را به مردم تحمیل كنند و عقیده ایشان این بود كه مردم خودشان متوجه این موضوع شوند.
وی افزود: بنی‌صدر مهره تربیت شده‌ای بود كه در غرب تربیت یافته بود و به دلیل عملكردی كه داشت خیلی زود ماهیت خود را نشان داد و با جریان منافقین گره خورد و از كشور خارج شد.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به اینكه بنی‌صدر ولایت را قبول نداشت، خاطرنشان كرد: مشكل بزرگ منافقین و بنی‌صدر این بود كه ولایت فقیه را قبول نداشتند و خواص این را می‌دانستند اما عوام متوجه ماهیت آنها نبودند.
وی با بیان اینكه مردم از رای دادن به بنی‌صدر پشیمان شده بودند، اذعان داشت: مردم خیلی زود به اشتباه خود پی بردند و با یك اشاره امام خمینی(ره) رای خود را از بنی‌صدر پس گرفتند.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی به حوادث انتخابات دهم اشاره كرد و گفت: بعد از انتخابات دهم برخی فكر می‌كردند، می‌توانند جلوی انتخابات بایستند و به بهانه اینكه 13 میلیون رای آورده‌اند قانون‌شكنی و حرمت‌شكنی كنند.
حجت‌الاسلام خرسند تصریح كرد: علت آن مقدار رای هم این بود كه مردم فكر می‌كردند آنها در خط اصیل اسلام حركت می‌كنند

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 27 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

موسسه آمریکایی تحقیق و توسعه (RAND) به تازگی کتابی با عنوان "روحانیت، پاسداران، و بنیادها" در ایران منتشر کرده و در آن با اشاره به نقش رهبری انقلاب اسلامی نوشته است:در ایران حرف آخر را آیت الله خامنه ای می زند.


به گزارش ایرنا ،موسسه "رند" که در اصل به منظور مشاوره دادن به نیروهای مسلح آمریکا تاسیس شده بود، هم اکنون با دولت آمریکا، موسسه های خصوصی، سازمان های بین المللی، و بخش های تجاری در این کشور همکاری دارد.

موسسه رند در کتاب "روحانیت، پاسداران، و بنیادها" به سیاستمداران آمریکایی توصیه می کند، برای دفاع از منافع امریکا در برابر ایران ، باید علاوه بر شناخت بهتر شخصیت های تعیین کننده در ایران ، ساز و کاری برای تفسیر سخنان و رفتار مقام های این کشور داشته باشند.

نویسندگان این کتاب که معتقدند درصددند چنین تصویر و ساز و کاری را در اختیار خوانندگان خود قرار دهند، ابتدا به دیدگاه رایج و عمومی ایرانیان مبنی بر اینکه کشورشان قدرت طبیعی منطقه است و عدم اعتماد تاریخی شان به نیروهای بیگانه پرداختند و سپس در یک فصل ، ساختار نظام در ایران ، رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، دادگاه ها و... را مورد بررسی قرار داده اند.

این کتاب ، با اشاره به فرایند قدرت و جناح بندی های سیاسی در ایران ، نظام ایران را متشکل از "شخصیت ها، شبکه ها، و نهادهای وابسته" می داند .

مولفان این کتاب حضرت آیت الله خامنه ای را مدیری با تدبیر،کاریزما و مقتدر با اعتماد به نفس بسیار بالا معرفی کرده و با صراحت اعلام می کنند که: "با توجه به آنچه تا کنون شاهد بودیم ، آیت الله خامنه ای، در همه موضوع های اصلی و تاثیرگذار در جمهوری اسلامی حرف آخر را می زند." اشاره کتاب اقتدار رهبر معظم انقلاب زمانی معنادار می شود که مولفان کتاب در ادامه به شیوه مدیریت آیت الله خامنه ای اشاره می کنند.

نویسندگان در فصل پایانی این کتاب ، چند روند تاثیر گذار بر سیاست های آینده ایران را پیش بینی کرده اند که با توجه به کامل نشدن این روندها و قطعی نبودن تاثیراتشان ، آنها به صورت پرسش مطرح شده اند.

نویسندگان کتاب در پایان ، توجه به موارد زیر را به مقامات آمریکایی توصیه می کنند:

- نخبگان ایرانی بیش از اندازه مراقب گفتار، رفتار و واکنش های ایالات متحده هستند و گروه های سیاسی از این موضوع به نفع خود استفاده می کنند. از آنجا که مسایل خارجی بر رویدادهای داخلی ایران بسیار اثرگذار است، آمریکا باید با ایران و درباره ایران در لفافه سخن بگوید و متوجه باشد که سخنان وی چگونه و توسط چه کسی تعبیر می شود.

- ایالات متحده آمریکا به دلیل نداشتن رابطه جدی با ایران در موضع ضعف قرار دارد و اطلاع دقیقی از مسایل داخلی این کشور ندارد. بنابراین ضروری است ایالات متحده آمریکا از ایفای نقش در داخل ایران پرهیز و با دولت ایران ارتباط برقرار کند و نه با مردم یا جناح هایی از قدرت که خود می پسندد. توانایی آمریکا در تشخیص تاثیر حمایتش از میانه روها در ایران بسیار محدود است و این کار اگر به تخریب افراد مورد حمایت انجامد ، نتیجه معکوس خواهد داشت.

پس از عادی شدن روابط با ایران، آمریکا می تواند به عنوان یک باور اصولی اعلام کند که ارتباط با ایران به معنای ارتباط با یک جناح یا یک بخش از قدرت نیست.

- منافع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی بعضی گروه ها در ایران اقتضا می کند که از وضعیت فعلی دفاع کنند. به بیان دیگر، رابطه با آمریکا برندگان و بازندگانی خواهد داشت و بازندگان، حتی اگر رهبری از رابطه با آمریکا پشتیبانی کند، به آسانی میدان را خالی نخواهند کرد. بنابراین آمریکا باید انتظار چنین مخالفت هایی را از درون ایران داشته باشد و متناسب با آنها برنامه ریزی کند.

- آمریکا باید مذاکره کننده ایرانی را بشناسد. مذاکره کنندگان ایرانی ممکن است اجازه دست یافتن به تفاهم داشته باشند یا نداشته باشند. گاه ممکن است مذاکره کنندگان مراقب زیرپای خود هم باشند، چنانکه در مورد هیات مذاکره کننده هسته ای در دوران خاتمی دیدیم. این همه باعث نمی شود که بگوییم مذاکره با ایران ارزش ندارد. همانگونه که "جان لیمبرت" کارشناس مسایل ایران گفته است "مذاکره هرقدر دشوار و توافق دست نیافتنی باشد، احتمال موثر بودنش بیشتر از ادامه 28 سال مواجهه پرسر و صدا و گاه خشن است".

 

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

دیروز صبح وقتی خبر شهادتت را شنیدم اصلا ناراحت نشدم، می دانی چرا؟؟؟؟ چون انتظارش را داشتم.برای تو، برای امثال تو و برای امثال خودمان...خودمان که منافقین و دست نشانده هایشان را قبول نداریم.مایی که با زورگویی اینان مخالفیم.مایی که با دنیایشان مخالفیم، مایی که برای ولایت و اسلام جانمان را کف دستمان قرار داده ایم....

دیروز بعد از شنیدن خبر شهادتت کنجکاو شدم که بدانم چه کسی تو را به آرزویت رسانده، برای همین در سایتهای طرفداران کاندیدای شکست خورده و ضال دنبال یک رد پا می گشتم که به سایت انجمن پادشاهی ایران رسیدم.می دانی اولین خبرشان چه بود؟؟؟!!! خوب معلوم است دیگر، خبر شهادتت بود، اما بگذار متنش را برایت بگویم.نوشته شده بود که جوانان شجاع و  فداکار وطن، تویی که مزدور رژیم بوده ای را به شهادت رسانده اند!!! شجاعتشان برایمان ثابت شده بود اما بگذار برای دوستانم نیز اثبات کنم.دوستان دانشجوی عزیزم آیا گذاشتن یک موتور سیکلت بمبگذاری شده جلوی درب منزل کسی نشانه شجاعت است؟؟؟!!!! بگذریم.استاد ممنونیم....ممنون به خاطر انرژی هسته ای، ممنون به خاطر تمام آرمانهایمان که تو و دوستانت ما را بدانها رساندی.استاد از شاگردانت چه خبر؟؟؟!!!! آیا اینان با رفتن تو مایوس می شوند؟؟؟؟ پس چرا این دشمنان ابله در این فکرند که با رفتن تو و امثال تو درخت علم ایرانی خشک می گردد؟؟؟استاد جان می دانی در سیاست، ترور آخرین ضربه است؟؟؟ دشمنی که از نیروهای مزدورش ناراضی بود و نقشه هایش را شکست خورده میدید حالا آخرین و کثیف ترین حقه اش را عرضه داشته است، غافل از اینکه بداند امثال تو و ما شهادت آرزویمان است.استاد مگر چند نفر از ما را می توانند از پا در بیاورند؟؟؟

1 نفر؟؟؟ 2 نفر؟؟؟ 100 نفر؟؟؟ 24میلیون نفر؟؟؟ یا سیل خروشان ملت در روز حماسی نهم دی را؟؟؟؟

استاد از این بیشتر خوشحالم که مدعیان علم و فرهنگ اولین عمل ننگ آورشان در دانشگاه صورت گرفت تا بدانیم که بیش از پیش در مقابل مزدورانشان در دانشگاه مقاومت کنیم...استاد یادت هست که این مدعیان آزادی برای دخترکی معلوم الحال چگونه جامه دریدند حال چه شده است که از کنار نامت با پوزخندی می گذرند؟؟؟!!!! دوستان عدالتجو و آرمان خواهمان کجایند؟؟؟استاد عزیزمان مطمئن باش چراغ نیروگاههای هسته ایمان هرگز بی فروغ نخواهد شد.استاد اگر اجازه دهی اینبار ما به تو نمره دهیم...نمره ات، نمره بیست شهادت است.بالاترین نمره در بین معتقدین به اسلام علوی.استاد شهیدمان یادت نرود که شفاعت ما را برای شهادت بکنی آخر ما هم با تو همسنگر بوده ایم...استاد مهربانمان شهادتت مبارک.راستی استاد خبر دار شده ای که دفاتر مزدوران را در دانشگاهمان تعطیل کرده اند؟؟؟استاد ما نیز آماده ایم که فدای وطن شویم...استاد دعایمان کن که دعای شهدا حتما گیرایی دارد.
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
سلام برادر مخملی ام! می دانم که پیش از خواندن این مرقومه ذهنت را آماده ی فحاشی های سیاسی به سبک دوستان و همقطارانت کرده ای ولی اشتباه می کنی! من فحاشی نمی کنم، نه که بلد نباشم ولی برای بنده اخلاق نسبی نیست پس عادت به فحاشی ندارم و آن را مذموم می دانم. اما دوست نسبی گرای من مگر تو نبودی که می گفتی ادب مرد به ز دولت اوست! کجاست آن ادبت؟ وقتی توی برد و نشریه ات هر جور فحش که بلدی به من و امثال من می دهی؟ ادبت اقتضا می کند که عکس من و امثال من را در برد بزنی و دورش هم دایره بکشی و مسخره کنی؟ یا اینکه در نشریه ات من و امثال من را سگ دست آموز بخوانی؟ البته عجیب نیست از رؤسایت یاد گرفته ای! که ادبشان به ز دولت شان است!
دوست مخملی ام احترام به نظرات دیگرانت کجاست؟ فقط تو و امثال تو که به م.ح.م رای دادید همو که به دفعات پیشنهاد مناظره تلوزیونی را رد کرد می فهمید؟ و بقیه نفهمند؟ من اگر به هزار و یک دلیل به احمدی نژاد رای داده باشم از نظر تو نفهمم؟ آن بقال سر کوچه تان چه؟ آن کشاورز چه؟ نکند تو هم فکر می کنی باید افسار جامعه را به روشنفکران آن که از روی ریش پروفسوری، کلمات قلمبه و سلمبه و قیمت کفش و کلاهشان شناخته می شوند سپرد تا هرجور دلشان خواست سواری بگیرند؟ راستی دموکراسی ات کجاست؟ احتمالا آن هم مانند بسیاری از امور دیگر نسبی است! آن رای 23 میلیونی ات را که به آن افتخار می کردی همان ها دادند که این 24 میلیون را دادند. چه شده که آن موقع مردم فهیم و انقلابی بودند و حالا امل، جوات و موات و عوام الناس.
دوست مخملی ام تو و بزرگتر هایت که نه زمان شاه انقلاب کردید و نه زمان جنگ از این مردم دفاع کردید چه شد که حالا میراث دار انقلاب شده اید؟ شهدا را مثال می زنید؟ شهدای زنده چه طور؟ بر و بچه های جبهه چطور؟ راستی چرا بیشترشان ناسبزند؟ نکند انقلاب را هم مانند پرونده های اقتصادی زمان ریاستتان می خواهید با هم تقسیم کنید؟ به تو چقدرش می رسد؟ به همقطارانت باغ لواسان و ویلای شمال رسید، به روسایتان استات اویل و فرودگاه پیام رسید، به دوستان تحکیم وحدتی ات نوکری کاخ سفید رسید. به تو چه می رسد؟
دوست مخملی ام فدای آن انقلاب رنگی ات بشوم بعد از رنگ ائمه و مذهب رنگ بعدی که قرار است بازیچه دستتان شود کدام است؟ قهوه ای، همرنگ عبای شکلاتی رهبرتان؟ به همه تان می آید. مبارک است انشاالله!
دوست مخملی ام چه خبر از پیامبر و ائمه که گفته هایشان را مرتب در میان اشعارت می گنجانی، آنها را هم مانند رنگ سبز دربست مصادره کرده ای؟ ای که فقط تو اسلام را می فهمی! ای که فقط تو خدا و پیامبر را می شناسی! راستی نماز جمعه تان قبول! یک سری به مسجد دانشگاه بزن، آخر از وقتی که به مناسبت انتخابات چند باری آمدی و نماز فرادی خواندی دلش برایت تنگ شده است! راستی امام جماعتمان می شوی یا برویم به تنها سید سبز اقتدا کنیم؟ نشد همسر روشنفکرشان که هست، به او اقتدا می کنیم! اتصال هم بنا بر فتوا لازم نیست از همین جا دو رکعت نماز عشق رو به قبله فرهنگستان قربت الی المیم!
چند وقتی است کنار قال الهابز و قال الپوپر، قال الباقر و قال الصادق می آوری مبارک باشد انشاالله! ولی مواظب باش یک وقت تقدس برادر هابز و پوپر لکه دار نشود. ناسلامتی کلامشان وحی منزل است! و البته شامل هرمنوتیک و نسبیت نمی شود!
دوست مخملی ام چه خبر از تظاهرات آرم تان؟ در تظاهرات آرام این بارتان به چند جا حمله کردید؟ چند اتوبوس آتش زدید؟ چند نفر را کتک زدید؟ ای خشونت پرهیز چند نفر از دوستان ریشوی من بر حسب اتفاق در انقلاب خشونت پرهیزتان کتک خوردند، قربان آن لیبرالیسمت بروم اگر امکان دارد ما را از جهل مرکب نجات بده که چطور در کمال پرهیز از خشونت آنها را زدی؟
ای گفتگوی تمدن ها چه خبر از گفتمان؟ ببخشید منظورم گفت و گفت بود. یعنی داد و قال! روز 13 آبان وقتی قرار شد مناظره کنیم یکدفعه غیب شدی! این هم از آموزشهایی بود که در دبی دیدی؟ با هودینی مرحوم نسبتی داری؟ ای گفتمان، میایی یک کم مناظره کنیم؟ یا می خواهی لباس شوالیه ها را بپوشیم و با هم دوئل کنیم؟ با اسلحه هم می شود، از همان ها که ندا را با آن کشتند! نه خطرناک است، من چماق به دستم ممکن است به تو آسیب برسانم، راستی می شود عکس من که دارم در تظاهرات با چماق مردم را می زنم روی بردت بزنی؟ من عکس تو را هنگام سنگ پراکنی دارم یک بار بیا برایت بلوتوث کنم.
ای آزادی بیان و پیش و پس و حینش. راستی چه خبر از تریبون آزاد؟ هماجا که رئیس جمهور یک کشور را حرام زاده خواندی؟ ای هرمنوتیک، ای پلورالیزم! راستی برداشت تو از کلمه حرامزاده چیست؟ در ده ما این کلمه را فحش می دانند، در برج بالا شهر شما چطور؟ آزادی بیانت کجاست؟ همانجا که برد بسیج را سه بار در روز پاره کنی و با کمال شجاعت (وقاحت) به آن افتخار کنی؟ راستی خبر داری موقع گفتمان از تو فیلم گرفته ایم؟ همان موقع که داشتی با دست به دوستان خشونت پرهیز، و آزادی بیانت اشاره می کردی که جلسه مناظره را به هم بریزند! ای گفتمان جلسه سخنرانی قائدتان آن تنها سید عالم بشریت در کرمان یادت هست؟ همان موقع که دوستان ما را در کمال خشونت پرهیزی کتک زدی؟ ولی ما از اول کتک خورمان ملث بوده. قبل از انقلاب از شاه کتک خوردیم، بعدش از صدام، حالا هم از تو ای خشونت پرهیز!
ای خشونت پرهیز آقای سراج همان که خبر جلسه محرمانه اش را خبرگزاری فارس زده بود! التماس دعا دارند. بابت برهم زدن جلسه شان نیز از شما حلالیت می خواهند. اگر ممکن است در نماز شب تان برایشان استغفار کنید، نشد در نماز صبح قضای تان!
ای مستقل، چه خبر از حزب تان؟ ببخشید حزبشان! راستی من نفهمیدم خرج جلسات تان و نشریات تان و تبلیغات رنگی تان را که داد؟ ای کلک نکند اسپانسر گرفته بودید؟ آهان بخشی از پول خانه پدری کروبی را به شما دادند! خیرین متمول هم یک کمی کمک کردند، در حد چند میلیون! پس پول احزاب چه می شود؟ به شما ندادند؟ دادند! خدا را شکر! ما که فقط از دانشگاه و سپاه پول می گیریم، همه هم می دانند. بابتش هم دم تکان می دهیم، خودت گفتی! تو چه می کنی؟ کجایت را تکان می دهی؟
ای راستگو، ای که همه جز تو دروغند، حتی 24 میلیون رای من و امثال من! چه خبر از راستگویی هایت در نشریه؟ نکند آن هم شامل نسبیت عام می شود؟ می شود خواهش کنم اینقدر در مورد من و امثال من در نشریه ات راست ننویسی؟ ماکیاول آن قدیس اعظم دستور فرموده اند که دروغ برای زندگی لازم است! علی الخصوص برای لیبرال ها واجب مؤکد است. اگر به جا نیاوری در آن دنیا از هم نشینی اربابانت محروم می شوی! مواظب باش خواستی بروی آن دنیا لباس تابستانی بپوش چون بزرگان تان به آن سفارش کرده اند، ظاهرا آن طرف ییلاق است، مانند کنار دریای آنتالیا، کرم ضد آتش هم با خودت ببر، برنزه شوی!
ای مدافع حقوق زنان! ای مدافع حقوق کودکان! ای مدافع حقوق حیوانات! ای مدافع حقوق دانشجو! می شود چند مورد از حمایتت از حقوق دانشجویان را نام ببری؟ قصابان قبول نیست! از دانشجویان همین دانشگاه باشد! در تحصن صنفی کجا بودید؟ پیش دانشجویان که نبودید! خبر آمده خدمت رئیس دانشگاه بودید! داشتید ایشان را ارشاد می کردید، یا ایشان داشت شما را ارشاد می کرد؟ بعدش آمدید تحصن به دانشجویان روحیه دادید که تحصن را ترک کنند! راستی یادم رفت همان موقع به مناسبت حضور برو و بچه های بسیج در تحصن یک اعلامیه زدید و ما را مورد لطف قرار دادید. چه گفتید؟ یادم نمی آید؟ سر سپرده ی استکبار؟ خائن وطن فروش؟ راستی گفتی که دم تکان می دهیم یا یادت رفت بگویی؟ کاسه لیس چه طور؟
ای تکه تکه بشوم برای آن ایران اهورایی تان! از عطاالله چه خبر؟ آمد ایران بالاخره یا نه؟ از زن چهارمش چه خبر؟ راستی ما بالاخره نفهمیدیم این تعدد زوجات حلال است یا حرام؟ ای حقوق بشر، عطاالله بالاخره حقوق آن سه تای قبلی را پرداخت یا هنوز معوق اند؟
ای خشمگین! ای ناراحت از کشته شدن صد و چند چینی؟ چند صد هزار نفری که در لبنان و فلسطین کشته شدند آدمند؟ یا به قول هابز گرگند؟ تو که اینهمه یقه ات را برای چینی ها پاره می کنی، می شود سر آستینت را هم محض رضای م.ح.م برای فلسطین اهدا کنی؟ نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! زمان جنگ کجا بودی؟ داشتی در سواحل دبی حمام آفتاب می گرفتی؟ راستی چرا همه اش ما بسیجی ها را منفجر می کنند این برادرهای منافقت! ببخشید عاشق! می شود یک بار هم که شده در راه آزادی شما و رؤسای تان را منفجر کنند؟
الهی بمیرد هرکه به آن سه شهید اهورایی چپ نگاه کند! تو چه ربطی به آنان داری؟ آنها پیش پای نیکسون قربانی شدند، رؤسایت که پیش پای نوه های نیکسون به خاک افتاده اند! مرگ بر روسیه! اما قربان این آمریکا بروم الهی! مخصوصا بانو رایس و کلینگتون که به چشم خواهری وجیهه اند!
اما به قول خودت زنده باد مخالف من، فقط عیبش این است که مخالف من چشمهایش را بسته و گوشهایش را گرفته! که نکند حقیقت را ببیند و بشنود. زیرا دانستن درد آور است.
آن کس که نداند و نخواهد که بداند، حق را که ببیند انکار نماید!


به امید حضورمان برای ظهورش
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |



............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

امروز امتحان تربیت بدنی 2 داشتم....طبق معمول سر این کلاس شروع کردیم به زدن حرفهای سیاسی.

از قضا چندتا از این انجمنی ها هم تو کلاسمون بودن و حرف از 22 بهمن می زدند و میگفتند که یکی از مخملیها گفته 22 بهمن دیگه ای در پیش است.

منم بهشون گفتم ما 500/000 شهید دادیم برا این انقلاب اگر شما 501/000 شهید بدید ما این انقلاب و کشور رو بهتون میدیم ولی در یک تناقض جالب گفتن که ما دنبال انقلاب نیستیم(اینجا دیگه مخم سوت کشید که اینا دنبال چی هستن!!!)

بعد یکیشون گفت که یک اصولگرا رو در انقلاب نام ببر منم گفتم امام(ره).

و ادامه دادم که شما غیر از هاشمی که فریب خورده یک نفر دیگه رو با مدرک نام ببرید ولی نتونستن بگن.

ولی من بهشون گفتم که سابقه زهرا رهنورد ومنافقین مشخصه، موسوی هم که سابقه انقلابی نداره، سعید حجاریان هم که عضو ساواک بوده، خاتمی هم که اصلا نبوده!!! پس این پرروها به چه چیزی می بالند؟؟؟؟؟!!!!

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.

نوشته شده در تاريخ شنبه 12 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
با گذشت ساعاتی از انتشار بیانیه میرحسین موسوی پیرامون وقایع روز عاشورا که در آن با "مردم" خواندن آشوبگران و هتاکان این روز از آنها حمایت کرده و سعی کرد عزادارن حسینی را حامیان خود بنامد، عقب نشینی وی در پذیرش نتایج انتخابات پس از شش ماه آشوب که پس از مشاهده جمعیت ملیونی عاشورائیان در 9 دی صورت گرفت، سبب شده است تا اشخاص و رسانه های وابسته به این جریان برای جلوگیری از یاس و ریزش حامیان باقی مانده موسوی، به توجیه این عقب نشینی بپردازند.

به گزارش رجانیوز، در همین حال سایت جمعی بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته می‌شود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است.
از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، این عقب نشینی موسوی را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.

این در حالی است که ابوالفضل فاتح، یار رسانه‌ای میرحسین موسوی و هدایت کننده امور تبلیغاتی وی، که چند هفته پس از اعلام نتایج انتخابات به انگلستان سفر کرده و همچنان در آن کشور به سر می برد، در مصاحبه ای که وب سایت کلمه از او منتشر کرده است، در یک رویکرد تبلیغاتی دو پهلو، ضمن تهدید نظام این عقب نشینی موسوی را "حسن نیت بزرگ!" وی خوانده است. وی در ادبیات تهدید گونه خود که شبهات زیادی به ادبیات هاشمی رفسنجانی در نامه پیش از انتخاباتش دارد گفته است: " اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟"

این فرار به جلوی جریان موسوی در روی دیگر سکه توسط محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و بواسطه نامه وی به رهبر انقلاب پیگری شد، چنانکه رضایی بلافاصله پس از پذیرش نتایج انتخابات از سوی موسوی در بیانیه اش، با ذوق زدگی این امر را سرآغاز وحدت برشمرد!

این در حالی است که میزان جرائم و خطای موسوی، قطعا با یک بیانیه پر کنایه و حمایت آمیز از اغتشاشگران قابل جبران نبوده و همانگونه که میلیون ها ایرانی در 9 دی فریاد زدند، موسوی پیش از هرچیز باید در محاکم قضایی پاسخگویی جنایات و اتفاقاتی باشد که به واسطه خطاهای بزرگ وی بر مردم تحمیل شد.

در همین حال روح الله حسینیان نیز با اشاره به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، و ضمناشاره به محورهاي مشترك نامه رضايي و بيانيه اخير موسوي درباره وحدت و آشتي ملي گفته است: محورهايي از نامه و بيانيه سياسي محسن رضايي و موسوي با هم مشترك است كه اين امر نشان مي‌دهد اينگونه نامه‌ها و بيانيه‌ها از يك مركز مشترك برنامه‌ريزي مي‌شود.

به نظر می رسد پس از وقایع خونین و صفین گونه عاشورای 88 و پس از رسیدن به نزدیک خیمه معاویه های زمان، اینک جماعتی با علم کردن موضوع "حکمیت" به دنبال فراری دادن خاطیان از مجازات و تحمیل جام زهری دوباره به رهبر انقلاب باشند، حکمیتی که بی شک "اشعری‌های" زمان در آن بی تاثیر نخواهند بود.
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم امروز با انتشار بیانیه ای در پاسخ به پرسش جمعی از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم پیرامون صلاحیت شیخ یوسف صانعی برای تصدی عنوان مرجعیت، اعلام کرد پس از بررسی ها و جلسات متعدد نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بر عدم صلاحیت شیخ یوسف صانعی برای تصدی این عنوان است.

به گزارش رجانیوز، پس از اظهارات و مواضع تعجب برانگیز شیخ یوسف صانعی در قم که خصوصا در یک سال گذشته موجب اعتراضات گسترده علما و طلاب این شهر شده بود و بارها موضوع تجمعات اعتراضی فضلای قم را فراهم آورده بود، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدرو بیانیه ای صانعی را فاقد صلاحیت مرجعیت دانست.

این در حالی است که در بیست سال گذشته و از زمان ریاست مرحوم مشکینی، جامعه مدرسین صانعی را در لیست مراجع جایز التقلید خود قرار نداده بوده است.

متن سوال فضلای حوزه علمیه قم و پاسخ جامعه مدرسین به این شرح است:

بسمه تعالي
جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم
سلام عليكم
مرجعيت شيعه خورشيد پر فروغي است كه در قرون متمادي همواره پشتيبان اسلام و خط راستين اهل بيت(عليهم السلام) بوده است. اين مسئوليت خطير همواره شايسته‌ي مرداني بوده است كه واجد شرائط شرعي مذكور در روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) باشند نظر به اهميت اين موضوع و با توجه به پرسشهاي مكرّر هموطنان درباره‌ي مرجعيت آقاي حاج شيخ يوسف صانعي خواهشمند است آن جامعه محترم كه همواره مرجع تشخيص اين موضوع بوده نظر خود را درباره‌ي مرجعيت ايشان اعلام فرمايند.

با سپاس جمعي از استادان و فضلاي حوزه هاي‌ علميه

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به پرسش‌هاي مكرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه‌ي علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است كه ايشان فاقد ملاكهاي لازم براي تصدّي مرجعيت مي‌باشد.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
به گزارش باشگاه جوانی برنا، تصاویر زیر از هتاکان به ساحت عاشورا و افرادی که عزاداران امام حسین (ع) را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، به دست آمده است .

گفتنی است برنا از مردم و کاربران خبرگزاری و تمام بینندگان این تصاویر درخواست می کند تا این افراد را شناسایی کرده و هر گونه اطلاعاتی از این افراد در دست دارند، با درج در قسمت نظرات به اطلاع رسانده و یا با شماره 113 ستاد خبری وزارت اطلاعات، تماس بگیرند .

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
آقا جان دیگر صبرمان لبریز شده است.روزی به ما گفتی که آرامش خود را حفظ نمائیم تا اغتشاشات خرداد ماه و تیرماه پایان یابد.ولی این پست سرشتان روزی دیگر در ماه رمضان روزه خواری کردند و نماز جمعه مان را به سخره گرفتند...آقا دردمان عمیق است...آقا صبرمان را تا کی فرونشانیم...آقا صبر ما که مثل شما نیست که بتوانیم این ها را تحمل نمائیم....
آقا 13 آبان به اسلاممان توهین کردند...باز شما گفتید که صبر کنیم....
آقا جان 16 آذر را که دیدید...عکس پاره اماممان را در دستان آغشته به خونشان را هم همینطور....آقا باز هم حرفت را به جان خریدیم.
آقا جان عاشورای حسینی را دگر چگونه در دلمان جای دهیم؟؟؟ آقا جان، این بار به قرآن نیز رحمی نکردند.اینان دیگر لایق صبر شما نیستند.
آقا جان دیگر خط قرمزی برایمان نمانده است.
آقا جان ما منتظر یک گوشه چشم اشاره ات هستیم.آقایم طومارشان را چنان بر باد دهیم که بروند و پشت سرشان را نگه نیندازند.آقا جان اگر بخواهی اینبار نیز صبر می کنیم ولی بدان که تو حسین زمانه مان هستی و این بار در کربلا تنها 72 یار نداری، اینبار این کوفیان 72 نفر هستند و ما میلیونها نفر.
آقا جان صبرمان لبریز شده است، مولایم بدان که نابودی سرانشان و گروهک منافقشان در دانشگاه را در چشم بهم زدنی رقم خواهیم زد.
آقا جان آماده ایم که بند«م» وصیت نامه امام راحل را اجرایی کنیم.
آقا جان ما آماده ایم...
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نکات مهم وب

اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه


سیدی تنها به رنگ سبز نیست!!
هیچ دانی مادر سادات کیست؟!
سبز یعنی عاشق مولا شدن
پشت درب حیدری، زهرا شدن
سبز یعنی عشق تا شور و بلا
با حسین فاطمه در کربلا
سبز یعنی ساقی و مست هدف
همچو عباس آن یل شاه نجف
طالب سبزم، نه آن سبز ریا!
سبز هم بازیچه شد؛مهدی بیا


ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.


چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!



ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه ی جنگ فراهم گردد
ما می دانیم و خنجر و گلوی شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد



ما همه سزباز تو ایم خامنه ای
گوش به فرمان تو ایم خامنه ای


چیست روباه در مصاف شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟!؟ تو فقط ابرویی به هم آور می‌شود خواب دشمن آشفته لبیك یا خامنه ای....


كوری چشم دشمنا ما به سر مهر ولایت علی داریم / دست خدا بر سر ما كه علمداری مثل سید علی داریم



" راي ما شيفتگان خدمت بود نه تشنگان قدرت
از چه روي مي خواهيد آراي حماسي ما را
ابطال کنيد؟"


*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي*


چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی ست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان



هرچیزی که پیدا کنم و خوشم بیاد یا خاطراتمو تو وبلاگ میذارم.
یه جورایی دفترچه یادداشت منه...


این وبلاگ رو از بهمن 87 راه انداختم ولی مجبور شدم تمام مطالبش رو به خاطر مسائل امنیتی پاک کنم،و از نیمه خرداد مطالب سیاسی بزارم.

آدرس های دیگر وب من:
www.mhtavakoli.com
www.mhtavakoli.tk

تلفن من برای رفع شبهات شما
(از طریق پیامک):
09376674407




mhtavakoli68@gmail.com
آخرين مطالب
مطالب گذشته
موضوعات
وب های هم سو
تذکرات مهم
mhtavakoli