تبليغاتX
دانشجوی ضد اصلاحات غربی
دانشجوی ضد اصلاحات غربی
وب شخصی یک دانشجوی 22 خردادی
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 اسفند1388 توسط محمد حسین توکلی |
این لینک مطلب دوستم مسعود یارضوی عزیزه که تو سایت رجا منتشر شده

کلیک

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 اسفند1388 توسط محمد حسین توکلی |

مطلب جدید من:

..............................................

اولین سوالی که بعد از خواندن تیتر این مطلب به ذهن همه علی الخصوص قشر اپوزیسیون دانشگاه می رسد این است که ما با همه اصولگرایان اختلاف سلیقه داریم یا اینکه خدایی نکرده با نظر رهبرمان. ولی باید بگویم که جواب این سوالتان را در ادامه خواهید گرفت.
مشایی بیگناه است برای اینکه نفوذی است، مشایی بیگناه است برای اینکه با اصولگرایی سنخیتی ندارد، مشایی بیگناه است برای اینکه به هاشمی متصل است، مشایی بیگناه است چون ما بی لیاقت هستیم...
حال این چهار مورد را مورد تحلیل قرار می دهیم تا این بحث برای خیلی ها که تا این جا سردرگم شده اند به درستی جابیفتد.
 
دلیل نفوذی بودن مشایی:
بعد از خیل عظیم سوتی ها و اتفاقاتی که مشایی به بار آورد کلیه اصولگرایان به نقد این فرد روی آوردند و تا مدتها بعد از گذشت هر سخنرانی وی، بحث کلیه محافل اصولگرایی جمع کردن آبروی از دست رفته اصولگرایان توسط این فرد است...بعد از ابلاغ نامه توسط رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور مبنی بر حذف مشایی به عنوان معاون اولی دکتر احمدی نژاد، اولین انتظار همه ما انصراف سریع رحیم مشایی از این مقام بود که متاسفانه اینچنین نبود و اینها همه بدرستی دلایلی بر نفوذی بودن این فرد است....البته نباید از تیزهوشی این چهره برای وصلت خانوادگی با رئیس جمهور صحه گذاشته شود.
حال باید گفت که چرا دکتر احمدی نژاد از این چهره دست نمیکشد؟! در جواب این سوال باید بگوییم که محمود احمدی نژاد نیز یک انسان و جایزالخطاست و هیچ کدام از افراد جناح اصولگرایی دلیل استقبال و علاقه شدید رئیس جمهور را به این فرد نمی دانند.
 
 
دلیل عدم سنخیت مشایی با اصولگرایان:
سخنرانیها و رفتار های این فرد به درستی به طیف اصلاح طلب تعلق داشته به نحوی که بعداز دیدارش با خواننده لس آنجلسی(حبیب) به سراغ بازیگران زن سینمای ایران رفته و تک تک آنها را به پاستور دعوت نموده و با پرداخت وامهای کلان از بیت المال به این چهره های مشهور و البته فارغ از اصولگرایی سعی در پیشبرد اهداف خود دارد.از این بین باید به حضور هدیه تهرانی، مهناز افشار و مهتاب کرامتی در دفتر وی نام برد.
البته اینها دلیلی برای زیر سوال بردن هنر و هنرمند از منظر اصولگرایان نیست بلکه اینچنین چهره هایی دارای شبهات زیادی می باشند.حال آنکه بازیگران پیشکسوت و جوان بسیاری نیز داریم که حداقل از نظر فکری به رئیس جمهور نزدیکترند و باید از آنها در بسیاری از مناسب هنری استفاده شود.
 
دلیل اتصال مشایی به هاشمی:
یکی از دلایلی که باعث می شود مشایی به خاندان هاشمی و البته به سران فتنه سبز نزدیک باشد سخنرانیهای جنجالی و اشتباهات وی درست در روزهایی که بحث این افراد در جامعه مطرح است.آخرین مورد نیز سخنرانی ایشان در مورد حضرت نوح درست در روزهایی که رهبر عزیزمان در مورد شفاف سازی نخبگان مطالبی را مطرح نمودند و در همین روزها نیز دادگاه متهمان روز عاشورا در جریان بود. در روزهایی که باید تمام نظرها به سمت سران فتنه و اغتشاشگران و مهدی هاشمی معطوف باشد مشایی با سخنان خود اذهان عمومی را منحرف کرده و این افراد را در حاشیه قرار می دهد.
 
دلیل بی لیاقتی ما:
هنگامی که  بعد از 16 سال قدرت به دست اصولگرایان رسید تمامی ما سرگرم تقسیم قدرت و سوء استفاده از آن بودیم و بر سر تقسیم پستهای دولت با شخص احمدی نژاد مشکل داشتیم.حتی در همین استان و همین دانشگاه هم مشکلاتی به وجود آوردیم از جمله حمله به انتخاب استاندار و رئیس دانشگاه.اینها همه باعث افت پتانسیل اصولگرایی و افزایش اتحاد اصلاح طلبان شد. این رخنه ها باعث می شد تا نیروی فعالی برای تصدی بعضی پستها نباشد و رئیس جمهور مجبور به استفاده از چهره های اصلاح طلب از جمله وزیر اسبق مسکن ، کردان و البته رحیم مشایی شود.
باید به جای آن همه جنگ و جدل به سمت اتحاد می رفتیم. مجلس هم همین گونه با شخص رئیس دولت برخورد کرد و باعث افت کارآیی دولت شد.
باید به راستی گفت که "خود کرده را تدبیر نیست". 
 
***
اینها همه دلایل دانشجویی برای بیرون بودن مشایی از دایره اصولگرایی است و از جمله انتقادهایی است که ما از شخص رئیس جمهور داریم.امید است این مشکل نه چندان مهم حل شده و جناح اصولگرایی فارغ از دغدغه نفوذیها و منافقین قرار بگیرد.
در آخر پیشنهاد بنده به همه دانشجویان اصولی و ولایی این است که از این حربه نفاق دوری جسته و این فرد کوچک را آنچنان بزرگ جلوه ندهند تا سران فتنه در پس این چهره توان پنهان شدن داشته باشند و مشایی را به حال خود گذاشته که شرط اصل امر به معروف و نهی از منکر امکان اجرای آن است در حالیکه این انتقادات سازنده ما جز برای پنهان شدن سران فتنه اثری نخواهد داشت.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 اسفند1388 توسط محمد حسین توکلی |

صبح امروز عبدالمالک ريگي تروریست معروف شرق کشور که عامل ایجاد رعب و ناامنی و قتل دهها تن از شهروندان بيگناه کشور در شرق کشور بود، به دست سربازان گمنام امام زمان (عج) در پروار دوبی به قرقیزستان دستگیر شد.

به گزارش رجانیوز، سرانجام پس از نزدیک به شش سال اقدامات تروریستی، سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله توسط سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد. روابط عمومي وزارت اطلاعات در اطلاعيه‌اي اعلام كرد:‌ رهبر گروه تروريستي جند الله دستگير شد. ريگي در اقدامات تروريستي كه در شرق كشور انجام داد ده‌ها نفر از نيروهاي انتظامي و مردم بي‌گناه را قتل عام كرده است.

ريگي 27 ساله در اولین اقدامات تروریستی گروه خود که با عقاید سلفی و وهابی شکل گرفته بود، سبب شهادت تعدادي از شهروندان بمي در سال 85 در محور ترانزيتي کرمان به زاهدان در منطقه دارزين شد.

گروهک وی همچنين با قتل عام مردم در محور تاسوکی، منفجر کردن اتوبوس حامل پاسداران زاهدان، گروگانگیری تعدادی از نیروهای وظیفه در مرز و به شهادت رساندن آنها، عامل ایجاد ناامنی در شرق کشور بود.

گروه ریگی در آخرین عملیات خود با حمله به سردار نور علی شوشتری فرمانده قرارگاه شرق و تعدادی از سران قبایل بلوچ باعث شهادت این فرمانده مردمی سپاه شد.

عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي موسوم به جند‌الله در راستاي اهداف گروهكي خود اقدام به تاسيس مدرسه‌اي در پاكستان كرده بود. ريگي با هدف آموزش عمليات انتحاري اقدام به راه‌اندازي چنين مدرسه‌اي كرده بود. در اين مدرسه افراد معتاد و فقير از شهرهاي ايالت بلوچستان پاكستان جمع‌آوري شده و به آنها آموزش عمليات انتحاري داده مي‌شد.

تعدادي از اين افراد آموزش ديده به كمربند انتحاري مجهز شده‌ و با پشتيباني گروهك تروريستي جند‌الله و به منظور انجام عمليات خرابكاري (انتحاري) وارد خاك ايران شدند.

در ماه‌های گذشته عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک، نیز دستگیر شده و هم اکنون مراحل تحقیقات و محاکمه وی در حال پیگیری است.

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 اسفند1388 توسط محمد حسین توکلی |
آمادگی صادرات ناوشکن جماران را داریم / از دو سال آینده هر سال یک ناوشکن اضافه خواهیم کرد
معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش، تصریح کرد: ناو شکن دیگری هم در دست ساخت است که کار بدنه آن تمام شده و کار تجهیزات در حال انجام است و به زودی افتتاح خواهد شد.
معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش، تصریح کرد: ناو شکن دیگری هم در دست ساخت است که کار بدنه آن تمام شده و کار تجهیزات در حال انجام است و به زودی افتتاح خواهد شد.
امیر دریادار "سید جعفر رحیمی" معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گفت و گو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری برنا، اظهار داشت: مرحله طراحی و ساخت ناوشکن جماران هشت سال به طول انجامید. 

وی افزود: این ناوشکن در مقایسه با نمونه های خارجی از ویژگی های خوبی برخوردار است و علاوه بر تجهیزات الکتریکی و تجهیزات مورد استفاده، قابلیت حمل بالگرد دارد. 

معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش، تصریح کرد: ناوشکن جماران از موشک های ضد هوایی، سطح به سطح، ضد کشتی و اژدر برای مورد هدف قرار دادن زیردریایی ها برخوردار است. 

دریادار رحیمی قیمت ناوشکن جماران را در مقایسه با نمونه خارجی 70 درصد ارزانتر ارزیابی کرد و افزود: نمونه های خارجی به خاطر خدمات پس از فروش و گارانتی گرانتر تمام می شود و نکته مهم این است که ارزان تمام شدن قیمت ناوشکن به خاطر کیفیت متفاوت با نمونه خارجی نیست و ما هم اگر بخواهیم به خارج بفروشیم طبیعتاً با توجه به گارانتی و خدمات پس از فروش، قیمت بالاتری از قیمت تمام شده برای خودمان، خواهیم فروخت. 

وی درخصوص تفاوت های ناوشکن جماران با ناوشکن های انگلیسی الوند، تأکید کرد: این ناوشکن تفاوت های بسیاری از لحاظ تجهیزات الکترونیکی و تسلیحات نظامی با نمونه های خارجی دارد؛ البته بدنه اکثر ناوشکن های دنیا شبیه هم است ولی این محتوا و تجهیزات ناوشکن است که حرف اول را می زند.

معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد: سه مرحله تست کارخانه ای، ساحلی و دریایی روی ناو شکن جماران انجام شد که تمام تست ها با کیفیت بود و هیچ مشکل خاصی وجود نداشت. 

دریادار رحیمی افزود: مأموریت ناو شکن جماران در اقیانوس هند و خلیج عدن است که به مدت دو ماه در آن منطقه مستقر خواهد بود. 

وی تصریح کرد: ناوشکن دیگری هم در دست ساخت است که کار بدنه آن تمام شده و کار تجهیزات در حال انجام است و به زودی افتتاح خواهد شد. 

معاون هماهنگ کننده نیروی دریایی ارتش تأکید کرد: از دو سال آینده، هر سال یک ناوشکن به ناوگان نیروی دریایی ارتش افزوده خواهد شد و با توجه به تغییرات تکنولوژی خصوصا در زمینه جنگ های الکترونیکی و رادار به روز خواهد شد. 

دریادار رحیمی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه ناوشکن جماران به تولید انبوه رسیده است، آمادگی صادرات آن را داریم و وزارت دفاع می تواند با تعاملات خارجی که دارد، سفارشات کشورها را دریافت نماید.
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

حماسه 22 بهمن سال 88 در حالي از سوي مردم و رسانه‌هاي خارجي از جنسي ديگر تعريف شد كه به‌نظر مي‌رسد لجاجت فتنه‌گران و اصرار آن‌ها بر ادامه مسير نادرستي كه طي 8 ماه گذشته آن را آغاز كرده بودند و همچنين خودداري از هرگونه مرزبندي با بيگانه موجب شده است نه تنها بدنه رأي بيش از 13 ميليوني اين جريان با ريزش شديدي مواجه شود، بلكه تعداد زيادي از ايرانياني نيز كه در روز 22 خرداد به هر دليلي حساسيت و انگيزه لازم را براي ورود به صحنه و انجام وظيفه نداشتند، در مقابل اين رفتارهاي ساختارشكنانه كه استقلال كشور و جمهوريت نظام را با ياري نيروي خارجي هدف قرار داده است، برانگيخته شده و خروش 50 ميليوني را آفريدند.بنا بر اين گزارش، پس از حرمت‌شكني روز عاشورا، موجي از انزجار عمومي كشور را فراگرفت و خون امام حسين(ع) بار ديگر براي كساني كه هنوز ترديدهايي در حق يا باطل بودن هر يك از طرفين داشتند، روشنگري و شبهه‌زدايي كرد، ريزش شديد بدنه فتنه قابل رصد و ارزيابي بود.با اين حال، پديده قابل توجه طي يك‌ماه و نيم گذشته كه در حماسه 22 بهمن 88 نمود علني يافت، خروش 50 ميليون ايراني در سراسر كشور بود. اين خروش در حالي رخ داد كه 22 بهمن امسال مانند سال‌هاي گذشته صرفاً‌ گراميداشت يك روز ملي نبود بلكه راهپيمايان دقيقاً با علم به اينكه راهپيمايي آن‌ها در جهت حمايت مطلق از رهبر انقلاب به‌عنوان پرچمدار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي كشور تفسير مي‌شود، به خيابان‌ها آمدند.اين خروش بي‌سابقه فرصت هرگونه فتنه‌گري را نيز گرفت و بلافاصله از ظهر روز راهپيمايي، معدود طرفداران بي‌نام و نشان ادامه رفتارهاي ساختارشكنانه كه مجال تكرار اعمال غيرقانوني خود را نيافته بودند، در برخي سايت‌ها و وبلاگ‌ها و شبكه‌هاي فارسي‌زبان لس‌آنجلسي به جان هم افتادند و بدون توجه به علت اصلي درآمدن چشم فتنه، شروع به اتهام‌زني عليه يكديگر و فرافكني درخصوص علت اين شكست بزرگ كردند.در اين ميان، ميرحسين موسوي كه در روز راهپيمايي پس از مواجهه با جمعيت ميليوني مردم تهران، به يكي از خانه‌هاي محل سلسبيل پناه برده و جرأت حضور در ميان مردمي كه وي با طرح ادعاهاي دروغ و بي‌اساسش زندگي آنان را ماه‌ها مختل و پيروزي شيرين حضور 85 درصدي در انتخابات را براي آن‌ها تلخ كرده بود، نداشت و ساعتي پس از پايان راهپيمايي نيز از محل گريخت، تاكنون كه 5 روز از اين حماسه بزرگ مي‌گذرد، سكوت اختيار كرده است.مهدي كروبي نيز كه تلاش وي براي خدشه در راهپيمايي 22 بهمن با شعارهاي "مرگ بر منافق" جمعيت مردمي مواجه شد و وي مجبور شد در كمتر از 10 دقيقه به سرعت از صحنه فرار كند، بدون هرگونه اظهارنظر درخصوص اين خروش 50 ميليوني گفته است طي روزهاي آينده با موسوي ديدار مي‌كند و چنانچه اجازه راهپيمايي به جنبش سبز داده نشود، اقدام ديگري خواهد كرد. وي البته توضيح نداد جنبش مورد نظر وي آيا همان حرمت‌شكنان روز عاشورا هستند، يا جمع ديگري كه تاكنون از آن‌ها رونمايي نشده است! كروبي به اقدام بعدي خود هم اشاره ‌اي نكرده است اما همسر وي، در نامه‌اي با ادعاي اينكه فرزندش در روز 22 بهمن مورد ضرب و شتم قرار گرفته داستان جالبي از جزييات ضرب‌وشتم فرزند خود بيان كرده است!مجمع روحانيون مبارز نيز تشكل ديگري است كه بيانيه‌اي صادر كرده و با ادبيات و تعابيري كه عملاً‌ضمير آن‌ها به برخي اعضاي همين مجمع بازمي‌گردد، در بیانیه خود آورده است که پرخاشگران و هتاکان آزادانه «با حمایت و حتی مباشرت بخشی از نیروهای نظم و امنیت» به شخصیت‌هایی که در راهپیمایی شرکت کرده بودند حمله‌ور شده و «از ضرب و شتم مردمی که به این رفتار غیر انسانی و غیر اخلاقی معترض بودند، دریغ نکردند و اکنون نیز فرصت‌طلبانه درصدد مصادره این حضور حماسی و میلیونی مردم به نفع اغراض حقیر خود هستند».در حالي كه اعضاي اين مجمع در راهپيمايي روز 22 بهمن ديده نشده و خبرگزاري‌ها نيز خبري در اين خصوص مخابره نكرده‌اند، به نظر مي‌رسد انگيزه اصلي از صدور اين بيانيه، واكنش به خشم مردمي پس از مشاهده محمد خاتمي در جمع راهپيمايان باشد. خشمي كه حتي اجازه پياده شدن از اتومبيل را نيز به وي نداد و خاتمي كه سال گذشته توانسته بود دقايقي از خودرو پياده شود و در مقابل دانشگاه شريف، با شعارهاي "مرگ بر منافق" و هو شدن شديد از سوي راهپيمايان توسط محافظانش از صحنه خارج شده بود، امسال همين اندازه نيز مجال نيافت و فرار را بر قرار ترجيح داد.در اين ميان، مانند هميشه بار ديگر نيروي خارجي نيز به كمك فتنه‌گران لجوج آمده و ضمن بيان ادعاهايي عليه جمهوري اسلامي در نشست حقوق بشر ژنو، هيلاري كلينتون وزيرخارجه ضدايراني امريكا هم ادعا كرده است حكومت ايران يك ديكتاتوري نظامي به راه انداخته است.اين ادعا در حالي مطرح شده است كه گفته مي‌شود دولت ايالات متحده سرگرم ترغيب ساير كشورها به اعمال دور جديدي از تحريم‌ها عليه ايران است؛ تحريم‌هايي كه گفته مي‌شود هدف از آن‌ها تحت فشار قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است و از اين جهت، با وجود اعمال همه‌گونه محدوديت اعلام‌شده و اعلام‌نشده عليه سپاه، طي سال‌هاي اخير، حتي با وجود اعمال اين تحريم‌ها، اتفاق جديدي رخ نداده و اين اقدام به‌عنوان نوعي تاكتيك غرب براي حفظ آبرو در مواجهه با ايران است.

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

چند وقت پیش یکی از مزدوران دانشجو نما رو که به رهبر بد و بیرا میگفت چنان زدم که برق از سه فازش پرید و این منافق فوری به کمیته انضباطی مراجعه کرد و از بنده شکایت کرد!!! البته با کمی تغییر در نقش متهم و شاکی بنده توبیخ کتبی شدم...

ولی به خودم میبالم که در راه رهبرم مثل موش آزمایشگاهی تو کمیته انضباطی فدا شدم.

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 بهمن1388 توسط محمد حسین توکلی |

حجت‌الاسلام محمد خرسند در گفتگو فارس با اشاره به نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری و خیانت‌های بنی‌صدر علیه انقلاب اظهار داشت: در اوایل انقلاب با توجه به اینكه هنوز جریان‌های نفاق و انتقادی كاملا مشخص نشده بودند، در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری چهره‌های مختلفی شركت كردند و در جریانات سیاسی آن زمان حضور داشتند.
وی با بیان اینكه در نهایت بنی‌صدر پست ریاست جمهوری را به دست گرفت، افزود: بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور رای آورد اما او از همان ابتدا همراه امام خمینی(ره) نبود و با دستگاه‌های جاسوسی آمریكا و غرب ارتباط داشت.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی ادامه داد: در فرصتی كه امام در پاریس بود، بنی‌صدر خود را به اطرافیان امام خمینی(ره) نزدیك كرد و از همان ابتدای انقلاب می‌خواست روحانیت را كنار بزند و آنها را به عنوان چماقداران وابسته معرفی می‌كرد.
حجت‌الاسلام خرسند با بیان اینكه امام شخصیت بنی‌صدر را می‌شناختند، عنوان داشت: امام بنی‌صدر را می‌شناختند اما نمی‌خواستند كه نظر خود را به مردم تحمیل كنند و عقیده ایشان این بود كه مردم خودشان متوجه این موضوع شوند.
وی افزود: بنی‌صدر مهره تربیت شده‌ای بود كه در غرب تربیت یافته بود و به دلیل عملكردی كه داشت خیلی زود ماهیت خود را نشان داد و با جریان منافقین گره خورد و از كشور خارج شد.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به اینكه بنی‌صدر ولایت را قبول نداشت، خاطرنشان كرد: مشكل بزرگ منافقین و بنی‌صدر این بود كه ولایت فقیه را قبول نداشتند و خواص این را می‌دانستند اما عوام متوجه ماهیت آنها نبودند.
وی با بیان اینكه مردم از رای دادن به بنی‌صدر پشیمان شده بودند، اذعان داشت: مردم خیلی زود به اشتباه خود پی بردند و با یك اشاره امام خمینی(ره) رای خود را از بنی‌صدر پس گرفتند.
عضو شورای عالی حزب موتلفه اسلامی به حوادث انتخابات دهم اشاره كرد و گفت: بعد از انتخابات دهم برخی فكر می‌كردند، می‌توانند جلوی انتخابات بایستند و به بهانه اینكه 13 میلیون رای آورده‌اند قانون‌شكنی و حرمت‌شكنی كنند.
حجت‌الاسلام خرسند تصریح كرد: علت آن مقدار رای هم این بود كه مردم فكر می‌كردند آنها در خط اصیل اسلام حركت می‌كنند

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 27 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

موسسه آمریکایی تحقیق و توسعه (RAND) به تازگی کتابی با عنوان "روحانیت، پاسداران، و بنیادها" در ایران منتشر کرده و در آن با اشاره به نقش رهبری انقلاب اسلامی نوشته است:در ایران حرف آخر را آیت الله خامنه ای می زند.


به گزارش ایرنا ،موسسه "رند" که در اصل به منظور مشاوره دادن به نیروهای مسلح آمریکا تاسیس شده بود، هم اکنون با دولت آمریکا، موسسه های خصوصی، سازمان های بین المللی، و بخش های تجاری در این کشور همکاری دارد.

موسسه رند در کتاب "روحانیت، پاسداران، و بنیادها" به سیاستمداران آمریکایی توصیه می کند، برای دفاع از منافع امریکا در برابر ایران ، باید علاوه بر شناخت بهتر شخصیت های تعیین کننده در ایران ، ساز و کاری برای تفسیر سخنان و رفتار مقام های این کشور داشته باشند.

نویسندگان این کتاب که معتقدند درصددند چنین تصویر و ساز و کاری را در اختیار خوانندگان خود قرار دهند، ابتدا به دیدگاه رایج و عمومی ایرانیان مبنی بر اینکه کشورشان قدرت طبیعی منطقه است و عدم اعتماد تاریخی شان به نیروهای بیگانه پرداختند و سپس در یک فصل ، ساختار نظام در ایران ، رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، دادگاه ها و... را مورد بررسی قرار داده اند.

این کتاب ، با اشاره به فرایند قدرت و جناح بندی های سیاسی در ایران ، نظام ایران را متشکل از "شخصیت ها، شبکه ها، و نهادهای وابسته" می داند .

مولفان این کتاب حضرت آیت الله خامنه ای را مدیری با تدبیر،کاریزما و مقتدر با اعتماد به نفس بسیار بالا معرفی کرده و با صراحت اعلام می کنند که: "با توجه به آنچه تا کنون شاهد بودیم ، آیت الله خامنه ای، در همه موضوع های اصلی و تاثیرگذار در جمهوری اسلامی حرف آخر را می زند." اشاره کتاب اقتدار رهبر معظم انقلاب زمانی معنادار می شود که مولفان کتاب در ادامه به شیوه مدیریت آیت الله خامنه ای اشاره می کنند.

نویسندگان در فصل پایانی این کتاب ، چند روند تاثیر گذار بر سیاست های آینده ایران را پیش بینی کرده اند که با توجه به کامل نشدن این روندها و قطعی نبودن تاثیراتشان ، آنها به صورت پرسش مطرح شده اند.

نویسندگان کتاب در پایان ، توجه به موارد زیر را به مقامات آمریکایی توصیه می کنند:

- نخبگان ایرانی بیش از اندازه مراقب گفتار، رفتار و واکنش های ایالات متحده هستند و گروه های سیاسی از این موضوع به نفع خود استفاده می کنند. از آنجا که مسایل خارجی بر رویدادهای داخلی ایران بسیار اثرگذار است، آمریکا باید با ایران و درباره ایران در لفافه سخن بگوید و متوجه باشد که سخنان وی چگونه و توسط چه کسی تعبیر می شود.

- ایالات متحده آمریکا به دلیل نداشتن رابطه جدی با ایران در موضع ضعف قرار دارد و اطلاع دقیقی از مسایل داخلی این کشور ندارد. بنابراین ضروری است ایالات متحده آمریکا از ایفای نقش در داخل ایران پرهیز و با دولت ایران ارتباط برقرار کند و نه با مردم یا جناح هایی از قدرت که خود می پسندد. توانایی آمریکا در تشخیص تاثیر حمایتش از میانه روها در ایران بسیار محدود است و این کار اگر به تخریب افراد مورد حمایت انجامد ، نتیجه معکوس خواهد داشت.

پس از عادی شدن روابط با ایران، آمریکا می تواند به عنوان یک باور اصولی اعلام کند که ارتباط با ایران به معنای ارتباط با یک جناح یا یک بخش از قدرت نیست.

- منافع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی بعضی گروه ها در ایران اقتضا می کند که از وضعیت فعلی دفاع کنند. به بیان دیگر، رابطه با آمریکا برندگان و بازندگانی خواهد داشت و بازندگان، حتی اگر رهبری از رابطه با آمریکا پشتیبانی کند، به آسانی میدان را خالی نخواهند کرد. بنابراین آمریکا باید انتظار چنین مخالفت هایی را از درون ایران داشته باشد و متناسب با آنها برنامه ریزی کند.

- آمریکا باید مذاکره کننده ایرانی را بشناسد. مذاکره کنندگان ایرانی ممکن است اجازه دست یافتن به تفاهم داشته باشند یا نداشته باشند. گاه ممکن است مذاکره کنندگان مراقب زیرپای خود هم باشند، چنانکه در مورد هیات مذاکره کننده هسته ای در دوران خاتمی دیدیم. این همه باعث نمی شود که بگوییم مذاکره با ایران ارزش ندارد. همانگونه که "جان لیمبرت" کارشناس مسایل ایران گفته است "مذاکره هرقدر دشوار و توافق دست نیافتنی باشد، احتمال موثر بودنش بیشتر از ادامه 28 سال مواجهه پرسر و صدا و گاه خشن است".

 

............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |

دیروز صبح وقتی خبر شهادتت را شنیدم اصلا ناراحت نشدم، می دانی چرا؟؟؟؟ چون انتظارش را داشتم.برای تو، برای امثال تو و برای امثال خودمان...خودمان که منافقین و دست نشانده هایشان را قبول نداریم.مایی که با زورگویی اینان مخالفیم.مایی که با دنیایشان مخالفیم، مایی که برای ولایت و اسلام جانمان را کف دستمان قرار داده ایم....

دیروز بعد از شنیدن خبر شهادتت کنجکاو شدم که بدانم چه کسی تو را به آرزویت رسانده، برای همین در سایتهای طرفداران کاندیدای شکست خورده و ضال دنبال یک رد پا می گشتم که به سایت انجمن پادشاهی ایران رسیدم.می دانی اولین خبرشان چه بود؟؟؟!!! خوب معلوم است دیگر، خبر شهادتت بود، اما بگذار متنش را برایت بگویم.نوشته شده بود که جوانان شجاع و  فداکار وطن، تویی که مزدور رژیم بوده ای را به شهادت رسانده اند!!! شجاعتشان برایمان ثابت شده بود اما بگذار برای دوستانم نیز اثبات کنم.دوستان دانشجوی عزیزم آیا گذاشتن یک موتور سیکلت بمبگذاری شده جلوی درب منزل کسی نشانه شجاعت است؟؟؟!!!! بگذریم.استاد ممنونیم....ممنون به خاطر انرژی هسته ای، ممنون به خاطر تمام آرمانهایمان که تو و دوستانت ما را بدانها رساندی.استاد از شاگردانت چه خبر؟؟؟!!!! آیا اینان با رفتن تو مایوس می شوند؟؟؟؟ پس چرا این دشمنان ابله در این فکرند که با رفتن تو و امثال تو درخت علم ایرانی خشک می گردد؟؟؟استاد جان می دانی در سیاست، ترور آخرین ضربه است؟؟؟ دشمنی که از نیروهای مزدورش ناراضی بود و نقشه هایش را شکست خورده میدید حالا آخرین و کثیف ترین حقه اش را عرضه داشته است، غافل از اینکه بداند امثال تو و ما شهادت آرزویمان است.استاد مگر چند نفر از ما را می توانند از پا در بیاورند؟؟؟

1 نفر؟؟؟ 2 نفر؟؟؟ 100 نفر؟؟؟ 24میلیون نفر؟؟؟ یا سیل خروشان ملت در روز حماسی نهم دی را؟؟؟؟

استاد از این بیشتر خوشحالم که مدعیان علم و فرهنگ اولین عمل ننگ آورشان در دانشگاه صورت گرفت تا بدانیم که بیش از پیش در مقابل مزدورانشان در دانشگاه مقاومت کنیم...استاد یادت هست که این مدعیان آزادی برای دخترکی معلوم الحال چگونه جامه دریدند حال چه شده است که از کنار نامت با پوزخندی می گذرند؟؟؟!!!! دوستان عدالتجو و آرمان خواهمان کجایند؟؟؟استاد عزیزمان مطمئن باش چراغ نیروگاههای هسته ایمان هرگز بی فروغ نخواهد شد.استاد اگر اجازه دهی اینبار ما به تو نمره دهیم...نمره ات، نمره بیست شهادت است.بالاترین نمره در بین معتقدین به اسلام علوی.استاد شهیدمان یادت نرود که شفاعت ما را برای شهادت بکنی آخر ما هم با تو همسنگر بوده ایم...استاد مهربانمان شهادتت مبارک.راستی استاد خبر دار شده ای که دفاتر مزدوران را در دانشگاهمان تعطیل کرده اند؟؟؟استاد ما نیز آماده ایم که فدای وطن شویم...استاد دعایمان کن که دعای شهدا حتما گیرایی دارد.
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |
سلام برادر مخملی ام! می دانم که پیش از خواندن این مرقومه ذهنت را آماده ی فحاشی های سیاسی به سبک دوستان و همقطارانت کرده ای ولی اشتباه می کنی! من فحاشی نمی کنم، نه که بلد نباشم ولی برای بنده اخلاق نسبی نیست پس عادت به فحاشی ندارم و آن را مذموم می دانم. اما دوست نسبی گرای من مگر تو نبودی که می گفتی ادب مرد به ز دولت اوست! کجاست آن ادبت؟ وقتی توی برد و نشریه ات هر جور فحش که بلدی به من و امثال من می دهی؟ ادبت اقتضا می کند که عکس من و امثال من را در برد بزنی و دورش هم دایره بکشی و مسخره کنی؟ یا اینکه در نشریه ات من و امثال من را سگ دست آموز بخوانی؟ البته عجیب نیست از رؤسایت یاد گرفته ای! که ادبشان به ز دولت شان است!
دوست مخملی ام احترام به نظرات دیگرانت کجاست؟ فقط تو و امثال تو که به م.ح.م رای دادید همو که به دفعات پیشنهاد مناظره تلوزیونی را رد کرد می فهمید؟ و بقیه نفهمند؟ من اگر به هزار و یک دلیل به احمدی نژاد رای داده باشم از نظر تو نفهمم؟ آن بقال سر کوچه تان چه؟ آن کشاورز چه؟ نکند تو هم فکر می کنی باید افسار جامعه را به روشنفکران آن که از روی ریش پروفسوری، کلمات قلمبه و سلمبه و قیمت کفش و کلاهشان شناخته می شوند سپرد تا هرجور دلشان خواست سواری بگیرند؟ راستی دموکراسی ات کجاست؟ احتمالا آن هم مانند بسیاری از امور دیگر نسبی است! آن رای 23 میلیونی ات را که به آن افتخار می کردی همان ها دادند که این 24 میلیون را دادند. چه شده که آن موقع مردم فهیم و انقلابی بودند و حالا امل، جوات و موات و عوام الناس.
دوست مخملی ام تو و بزرگتر هایت که نه زمان شاه انقلاب کردید و نه زمان جنگ از این مردم دفاع کردید چه شد که حالا میراث دار انقلاب شده اید؟ شهدا را مثال می زنید؟ شهدای زنده چه طور؟ بر و بچه های جبهه چطور؟ راستی چرا بیشترشان ناسبزند؟ نکند انقلاب را هم مانند پرونده های اقتصادی زمان ریاستتان می خواهید با هم تقسیم کنید؟ به تو چقدرش می رسد؟ به همقطارانت باغ لواسان و ویلای شمال رسید، به روسایتان استات اویل و فرودگاه پیام رسید، به دوستان تحکیم وحدتی ات نوکری کاخ سفید رسید. به تو چه می رسد؟
دوست مخملی ام فدای آن انقلاب رنگی ات بشوم بعد از رنگ ائمه و مذهب رنگ بعدی که قرار است بازیچه دستتان شود کدام است؟ قهوه ای، همرنگ عبای شکلاتی رهبرتان؟ به همه تان می آید. مبارک است انشاالله!
دوست مخملی ام چه خبر از پیامبر و ائمه که گفته هایشان را مرتب در میان اشعارت می گنجانی، آنها را هم مانند رنگ سبز دربست مصادره کرده ای؟ ای که فقط تو اسلام را می فهمی! ای که فقط تو خدا و پیامبر را می شناسی! راستی نماز جمعه تان قبول! یک سری به مسجد دانشگاه بزن، آخر از وقتی که به مناسبت انتخابات چند باری آمدی و نماز فرادی خواندی دلش برایت تنگ شده است! راستی امام جماعتمان می شوی یا برویم به تنها سید سبز اقتدا کنیم؟ نشد همسر روشنفکرشان که هست، به او اقتدا می کنیم! اتصال هم بنا بر فتوا لازم نیست از همین جا دو رکعت نماز عشق رو به قبله فرهنگستان قربت الی المیم!
چند وقتی است کنار قال الهابز و قال الپوپر، قال الباقر و قال الصادق می آوری مبارک باشد انشاالله! ولی مواظب باش یک وقت تقدس برادر هابز و پوپر لکه دار نشود. ناسلامتی کلامشان وحی منزل است! و البته شامل هرمنوتیک و نسبیت نمی شود!
دوست مخملی ام چه خبر از تظاهرات آرم تان؟ در تظاهرات آرام این بارتان به چند جا حمله کردید؟ چند اتوبوس آتش زدید؟ چند نفر را کتک زدید؟ ای خشونت پرهیز چند نفر از دوستان ریشوی من بر حسب اتفاق در انقلاب خشونت پرهیزتان کتک خوردند، قربان آن لیبرالیسمت بروم اگر امکان دارد ما را از جهل مرکب نجات بده که چطور در کمال پرهیز از خشونت آنها را زدی؟
ای گفتگوی تمدن ها چه خبر از گفتمان؟ ببخشید منظورم گفت و گفت بود. یعنی داد و قال! روز 13 آبان وقتی قرار شد مناظره کنیم یکدفعه غیب شدی! این هم از آموزشهایی بود که در دبی دیدی؟ با هودینی مرحوم نسبتی داری؟ ای گفتمان، میایی یک کم مناظره کنیم؟ یا می خواهی لباس شوالیه ها را بپوشیم و با هم دوئل کنیم؟ با اسلحه هم می شود، از همان ها که ندا را با آن کشتند! نه خطرناک است، من چماق به دستم ممکن است به تو آسیب برسانم، راستی می شود عکس من که دارم در تظاهرات با چماق مردم را می زنم روی بردت بزنی؟ من عکس تو را هنگام سنگ پراکنی دارم یک بار بیا برایت بلوتوث کنم.
ای آزادی بیان و پیش و پس و حینش. راستی چه خبر از تریبون آزاد؟ هماجا که رئیس جمهور یک کشور را حرام زاده خواندی؟ ای هرمنوتیک، ای پلورالیزم! راستی برداشت تو از کلمه حرامزاده چیست؟ در ده ما این کلمه را فحش می دانند، در برج بالا شهر شما چطور؟ آزادی بیانت کجاست؟ همانجا که برد بسیج را سه بار در روز پاره کنی و با کمال شجاعت (وقاحت) به آن افتخار کنی؟ راستی خبر داری موقع گفتمان از تو فیلم گرفته ایم؟ همان موقع که داشتی با دست به دوستان خشونت پرهیز، و آزادی بیانت اشاره می کردی که جلسه مناظره را به هم بریزند! ای گفتمان جلسه سخنرانی قائدتان آن تنها سید عالم بشریت در کرمان یادت هست؟ همان موقع که دوستان ما را در کمال خشونت پرهیزی کتک زدی؟ ولی ما از اول کتک خورمان ملث بوده. قبل از انقلاب از شاه کتک خوردیم، بعدش از صدام، حالا هم از تو ای خشونت پرهیز!
ای خشونت پرهیز آقای سراج همان که خبر جلسه محرمانه اش را خبرگزاری فارس زده بود! التماس دعا دارند. بابت برهم زدن جلسه شان نیز از شما حلالیت می خواهند. اگر ممکن است در نماز شب تان برایشان استغفار کنید، نشد در نماز صبح قضای تان!
ای مستقل، چه خبر از حزب تان؟ ببخشید حزبشان! راستی من نفهمیدم خرج جلسات تان و نشریات تان و تبلیغات رنگی تان را که داد؟ ای کلک نکند اسپانسر گرفته بودید؟ آهان بخشی از پول خانه پدری کروبی را به شما دادند! خیرین متمول هم یک کمی کمک کردند، در حد چند میلیون! پس پول احزاب چه می شود؟ به شما ندادند؟ دادند! خدا را شکر! ما که فقط از دانشگاه و سپاه پول می گیریم، همه هم می دانند. بابتش هم دم تکان می دهیم، خودت گفتی! تو چه می کنی؟ کجایت را تکان می دهی؟
ای راستگو، ای که همه جز تو دروغند، حتی 24 میلیون رای من و امثال من! چه خبر از راستگویی هایت در نشریه؟ نکند آن هم شامل نسبیت عام می شود؟ می شود خواهش کنم اینقدر در مورد من و امثال من در نشریه ات راست ننویسی؟ ماکیاول آن قدیس اعظم دستور فرموده اند که دروغ برای زندگی لازم است! علی الخصوص برای لیبرال ها واجب مؤکد است. اگر به جا نیاوری در آن دنیا از هم نشینی اربابانت محروم می شوی! مواظب باش خواستی بروی آن دنیا لباس تابستانی بپوش چون بزرگان تان به آن سفارش کرده اند، ظاهرا آن طرف ییلاق است، مانند کنار دریای آنتالیا، کرم ضد آتش هم با خودت ببر، برنزه شوی!
ای مدافع حقوق زنان! ای مدافع حقوق کودکان! ای مدافع حقوق حیوانات! ای مدافع حقوق دانشجو! می شود چند مورد از حمایتت از حقوق دانشجویان را نام ببری؟ قصابان قبول نیست! از دانشجویان همین دانشگاه باشد! در تحصن صنفی کجا بودید؟ پیش دانشجویان که نبودید! خبر آمده خدمت رئیس دانشگاه بودید! داشتید ایشان را ارشاد می کردید، یا ایشان داشت شما را ارشاد می کرد؟ بعدش آمدید تحصن به دانشجویان روحیه دادید که تحصن را ترک کنند! راستی یادم رفت همان موقع به مناسبت حضور برو و بچه های بسیج در تحصن یک اعلامیه زدید و ما را مورد لطف قرار دادید. چه گفتید؟ یادم نمی آید؟ سر سپرده ی استکبار؟ خائن وطن فروش؟ راستی گفتی که دم تکان می دهیم یا یادت رفت بگویی؟ کاسه لیس چه طور؟
ای تکه تکه بشوم برای آن ایران اهورایی تان! از عطاالله چه خبر؟ آمد ایران بالاخره یا نه؟ از زن چهارمش چه خبر؟ راستی ما بالاخره نفهمیدیم این تعدد زوجات حلال است یا حرام؟ ای حقوق بشر، عطاالله بالاخره حقوق آن سه تای قبلی را پرداخت یا هنوز معوق اند؟
ای خشمگین! ای ناراحت از کشته شدن صد و چند چینی؟ چند صد هزار نفری که در لبنان و فلسطین کشته شدند آدمند؟ یا به قول هابز گرگند؟ تو که اینهمه یقه ات را برای چینی ها پاره می کنی، می شود سر آستینت را هم محض رضای م.ح.م برای فلسطین اهدا کنی؟ نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! زمان جنگ کجا بودی؟ داشتی در سواحل دبی حمام آفتاب می گرفتی؟ راستی چرا همه اش ما بسیجی ها را منفجر می کنند این برادرهای منافقت! ببخشید عاشق! می شود یک بار هم که شده در راه آزادی شما و رؤسای تان را منفجر کنند؟
الهی بمیرد هرکه به آن سه شهید اهورایی چپ نگاه کند! تو چه ربطی به آنان داری؟ آنها پیش پای نیکسون قربانی شدند، رؤسایت که پیش پای نوه های نیکسون به خاک افتاده اند! مرگ بر روسیه! اما قربان این آمریکا بروم الهی! مخصوصا بانو رایس و کلینگتون که به چشم خواهری وجیهه اند!
اما به قول خودت زنده باد مخالف من، فقط عیبش این است که مخالف من چشمهایش را بسته و گوشهایش را گرفته! که نکند حقیقت را ببیند و بشنود. زیرا دانستن درد آور است.
آن کس که نداند و نخواهد که بداند، حق را که ببیند انکار نماید!


به امید حضورمان برای ظهورش
............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 17 دی1388 توسط محمد حسین توکلی |



............................................................
لطفا قسمت تذکرات مهم را در سمت چپ وبلاگ مطالعه نمائید.


نکات مهم وب

اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه


سیدی تنها به رنگ سبز نیست!!
هیچ دانی مادر سادات کیست؟!
سبز یعنی عاشق مولا شدن
پشت درب حیدری، زهرا شدن
سبز یعنی عشق تا شور و بلا
با حسین فاطمه در کربلا
سبز یعنی ساقی و مست هدف
همچو عباس آن یل شاه نجف
طالب سبزم، نه آن سبز ریا!
سبز هم بازیچه شد؛مهدی بیا


ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.


چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!



ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه ی جنگ فراهم گردد
ما می دانیم و خنجر و گلوی شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد



ما همه سزباز تو ایم خامنه ای
گوش به فرمان تو ایم خامنه ای


چیست روباه در مصاف شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟!؟ تو فقط ابرویی به هم آور می‌شود خواب دشمن آشفته لبیك یا خامنه ای....


كوری چشم دشمنا ما به سر مهر ولایت علی داریم / دست خدا بر سر ما كه علمداری مثل سید علی داریم



" راي ما شيفتگان خدمت بود نه تشنگان قدرت
از چه روي مي خواهيد آراي حماسي ما را
ابطال کنيد؟"


*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي*


چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی ست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان



هرچیزی که پیدا کنم و خوشم بیاد یا خاطراتمو تو وبلاگ میذارم.
یه جورایی دفترچه یادداشت منه...


این وبلاگ رو از بهمن 87 راه انداختم ولی مجبور شدم تمام مطالبش رو به خاطر مسائل امنیتی پاک کنم،و از نیمه خرداد مطالب سیاسی بزارم.

آدرس های دیگر وب من:
www.mhtavakoli.com
www.mhtavakoli.tk


mhtavakoli68@gmail.com
آخرين مطالب
مطالب گذشته
موضوعات
وب های هم سو
تذکرات مهم
mhtavakoli